قونیه

قونیه نام یکی از 81 استان ترکیه است که مرکز آن هم شهری است به همین نام. آرامگاه مولوی، شاعر پارسی زبان زبان، در شهر قونیه است.
قونیه یکی از وسیعترین استان های ترکیه است. مرکز آن شهر قونیه در شمال آناتولی در 37 درجه و 52 دقیقه عرض شمالی و 33 درجه و 31 دقیقه طول شرقی به ارتفاع 1027 متر از سطح دریا قرار گرفته است .
به علت واقع شدن آن بر سر راهی که از سراسر آناتولی را قطع می کند، از دیر زمان اهمیت خود را حفظ کرده است.
نام قونیه در منابع کهن به صورت ایکونیون (Iconıon)، کونیوم (Conıum)و استانکونا (Stancona) آمده است. ایکونیون ازکلمه ایکون (Icon) به معنی شمایل گرفته شده است. در اساطیر یونان آمده که بر این شهر اژدهایی چیره شده بود و گه گاه به شهر حمله می کرد و گروهی از زنان ودختران را می بلعید. پرسیوس (Perseus) پسر ژوپیتر این اژدها را کشت و مردم شهر را از بلای او رها کرد. مردم شهر به پاس این رشادت، تصویر پرسیوس را به یکی از دروازه های شهر آویختند. شهر را به مناسبت آن به زبان یونانی ایکونیون (شمایل) می گفتند. این وجه تسمیه وقتی که در حفاری از این شهر سکه هایی به دست آمد که بر روی آنها تصاویری از پرسیوس و ازدها دیده می شود، تایید شد.
در دوره رومیان این شهر ایکونیوم خوانده شد. این کلمه در دوره سلجوقیان به اختصار قونیه خوانده شد. نام شهر در منابع فارسی و عربی به شکل قونیه و در ماخذ غربی به صورتConıa، Konıeh و یا Konıa در ترکی امروز به شکل Konya به کار می رود.
تاریخ
قونیه ابتدا تحت سلطه هیتی ها بود، بعد به تصرف فریکیه درآمد و مدتی هم تحت حاکمیت لیدیه بود. در قرن ششم قبل از میلاد هخامنشیان ساتراپهایی داشتند. قونیه در آسیای صغیر جزو ساتراپهای هخامنشی بود که تا حدی استقلال داشت.
از آثار هیتی ها در قونیه سه اثر عمده باقی مانده است. یکی از آنها در نزدیکی بگشهری در 65 کیولمتری جنوب غربی قونیه است که پینار افلاطون خوانده می شود و بر روی چشمه ای بنا شده است. معروف است که مزار افلاطون در قونیه است و یاقوت حموی در معجم البلدان این نکته را قید کرده است.
دومین اثر هم در بگشهری است و آن یک الهه هیتی است که به وسیله شیرهایی حمل می شود. سومین آنها در 27 کیلومتری شمال شرقی روستای ایلگین (ایلغین) بر سر چشمه یی ساخته شده است. این اثر در سال 1970 کشف شده و کتیبه های هیروگلیف دارد.
گزنفون که به اتفاق هزاران سوار در سال 402 ق.م. از قونیه عبور کرده است، این شهر را در منتهی الیه شرق فریکیه قید کرده است. این ناحیه بعدها درجنوب فریکیه شمرده شده است.
اسکندر در سال 334 ق.م. پس از شکست دادن هخامنشیان، آسیای صغیر را به تصرف خود در آورده است.
در ابتدای دعوت مسیح، پائولوس یکی از حواریون او در این شهر اقامت گزیده واقامت او بر شهرت واعتبار شهر افزوده است. در عهد ترازن (ترایانوس) امپراتور روم (117 � 98 میلادی) یهودیان و مسیحیان در آن شهر ساکن بودند.
اندکی پس از کوتاه شدن دست ساسانیان، تعرضات طولانی سپاهیان مسلمان آغاز شد. در قرن اول هجری / هفتم میلادی سپاه معاویه بر قونیه مسلط شدند. اما در آن دیار زیاد دوام نیاوردند. کشاکش از قرن دوم هجری / هشتم میلادی که عباسیان به جای امویان نشستند، تا قرن چهارم / دهم میلادی ادامه داشت. قونیه که از جنوب به مرز نزدیک بود، مثل دیگر شهرهای آناطولی از نیروهای مسلمان سخت آسیب دید.
در نیمه دوم قرن پنجم هجری / یازدهم میلادی، بعد از شکست رومانوس دیوچانوس از آلپ ارسلان سلجوقی در نبرد ملازگرد (منازکرت)، آسیای صغیر به دست مسلمانان افتاد و قونیه به سلیمان ابن قتلمش از خاندان سلجوقی سپرده شد.
قونیه تا سال 700 هجری / 1300 میلادی پایتخت سلجوقیان آسیای صغیر بود. از سال 470 هجری/ 1077 میلادی تا 700 هجری/ 1300 میلادی شانزده سلطان سلجوقی در قونیه سلطنت کردند. سلسله آنان به دست مغولان و ترکان عثمانی منقرض شد.
پس از سلجوقیان، مغولان بر شهر چیره شده بودند. در آغاز قرن 8 هجری / 14 میلادی یخشی بیگ از آل قرامان علیه مغولان قیام کرد و قونیه را به تصرف درآورد و سورهای شهر را مرمت کرد. اما به هر حال پایتخت آل قرامان شهر لارنده (قرامان) بود. با این همه قونیه اهمیت فرهنگی خود را حفظ کرده بود.
در سال 800 هجری / 1397 � 1398 میلادی سلطان ییلدریم بایزید عثمانی به قونیه حمله کرد و علاءالدین علی بیگ را کشت و قونیه به تصرف آل عثمان در آمد. از دوره رومیان، در بگشهری در روستای یونس لر در محل شهر تیبریوپولیس آثاری بدست آمده که در موزه باستان شناسی قونیه نگهداری می شود.
دوره سلجوقیان در قونیه از نظر معماری ارزش والایی دارد. در میان این آثار بی تردید باید به سورهای قونیه اشاره کرد که متاسفانه اکنون از آنها نشانی برجای نمانده است. بنای این سورها را ابتدا علاءالدین کیقباد اول آغاز کرد. هزینه بعضی از آنها را خزانه حکومت پرداخت و برخی از آنها را بزرگان با هزینه های شخصی بنا کردند. این سورها در سال 618 هجری / 1221 میلادی به پایان رسید. روی بدنه سورهای قونیه کتیبه های زیادی قرار داشته و در بعضی از قسمت های آن آثار هنری و تزئیناتی از آن عصر نصب شده بوده است. این سورها که بر اثر جنگها و یا مرور زمان آسیب می دیدند، به وسیله سلجوقیان، قرامانیان و حتی در ابتدای سلسله عثمانیان به وسیله آل عثمان مرمت می شدند. بقایای این سروها در نیمه دوم قرن نوزدهم کاملا از میان رفته است .
سهل انگاری سلجوقیان در باره مذاهب و فرقه های گوناگون، سبب شده بود که در قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی، تصوف در آناطولی، به ویژه در پایتخت آنان قونیه، پیشرفت وسیعی داشته باشد.
قونیه را �دار المعرفه�، �دار الارشاد� و �دار الموحدین� می خواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدین کیقباد اول قونیه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بوده است. در این عهد سلطان العلما بهاءالدین، مولانا جلال الدین رومی، سید برهان الدین محقق ترمذی، اوحدالدین کرمانی، شمس الدین تبریزی، شیخ محی الدین ابن عربی، شیخ سعدالدین جندی، شیخ سراج الدین قیصری، فخرالدین عراقی، شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ سعدالدین حموی، شیخ بغوی، شیخ نجم الدین رازی از کسانی بودند که از اطراف و اکناف کشورها و شهرهای اسلامی (برخی از آنان بارها) رنج سفر به قونیه را تحمل کرده بودند.
پس از آنکه قونیه به دست آل عثمان افتاد حکومت آن اکثرا به شاهزادگان عثمانی واگذار شد. ابتدا جم سلطان، پس از وی عبدالله پسر بزرگ بایزید، پس از مرگ وی شهنشاه و پس از فوت وی شاهزاده محمد امارت قونیه را عهده دار بودند.
قونیه در دوره آل عثمان وجه سیاسی خود را از دست داد اما حیات ادبی و عرفانی این شهر هنوز ادامه دارد.

 

All rights reserved-Designed By  silkfly.ir